محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

287

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

2 - ( و حاول الفكر المبرّا من خطرات الوساوس أن يقع عليه في عميقات غيوب ملكوته ) هرچه ، انديشه‌هاى برتر و پالايش شده تلاش كنند كه اوج ژرفاى سلطنت او را بيابند ، نمىتوانند . 3 - ( و تولّهت القلوب إليه لتجري في كيفيّة صفاته ) قلوب مؤمنان ، اگر از شوق شناخت صفاتش كه عين ذاتش هستند ، بسوزند باز به هدف نمىرسند . 4 - ( و غمضت مداخل العقول في حيث لا تبلغه الصّفات لتنال علم ذاته ) همه راههاى شناخت ذاتش بر خردهاى ما مخفى است . ( ردعها و هي تجوب مهاوي سدف الغيوب متخلّصة إليه سبحانه ) تعبير « ردعها » فعل جواب براى جملات شرطيه چهارگانه بالا است . خلاصه اين چهار شرط و جواب آنها اين است كه ديدن خداوند با چشمان مادى محال است ، چرا كه عقل و حس تنها توانايى درك امور محدود را دارند و خداوند نامحدود است . ( فرجعت إذ جبهت ) خردها پس از تلاش خويش نوميد باز مىگردند . ( معترفة بأنّه لا ينال بجور الاعتساف كنه معرفته ) منظور از « جور » در اين جا ، انحراف از راه درست است و منظور از « اعتساف » گام برداشتن در راه پر سنگلاخى كه سرانجام خيرى ندارد . اين بند مىگويد كه خردها پس از تلاش براى شناخت ذات مقدس خدا و احساس ناتوانى از آن ، اعتراف مىكنند كه خواسته محالى را دنبال مىكردند و در راهى گام برمىداشتند كه به مقصد نمىرسند . ( و لا تخطر ببال اولي الرّويّات خاطرة من تقدير جلال عزّته ) هرچه خردها از معانى بزرگى خداوند ، درك كنند باز كمتر از عزت و جايگاه حقيقى او است .